به گزارش مشرق، اخبار اولیه حاکی از آن است که مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا به زودی در یکی از کشورهای منطقه برگزار خواهد شد. اما صرفنظر از اینکه این مذاکرات در چه مکان و چه زمانی برگزار میشود، درباره اصلِ اعلام آمریکا در حال حاضر درباره بازگشت به مذاکره، به چند نکته با اهمیت باید توجه کرد:
1- آمریکاییها از طریق حمله نظامیشان با جلوداری رژیم صهیونیستی در خرداد و تیر امسال، انجام اسنپبک، به راهانداختن فتنه و شبهکودتای اخیر و همچنین تهدیدات نظامی مکرر و حتی جابجاییهای سنگین ادوات و ابزارهای نظامی به منطقه، در تلاش بودند که یا نظام ایران را تغییر دهند و یا همین نظام مستقر را تسلیم کنند.
با این حال، ناکامی کامل در این اقدامات، منجر به آن شد که آمریکا از بازگشت به مسیر مذاکره سخن بگوید. بنابراین، نخستین پیام «سخن از مذاکره»، «شکست در تحقق اهداف نظامی» و «شکست در طراحی شبهکودتا» است.
2- آمریکاییها در چارچوب تسلیمخواهی، از موضوعاتی مانند «مذاکره بر سر موشکی»، «مذاکره بر سر موضوعات منطقهای» و «مذاکره درباره شرایط داخلی ایران» و «غنیسازی صفر» به عنوان شروط مذاکره با ایران سخن میگفتند.
مقصود آنان از مذاکره موشکی، ایجاد مقدماتی برای خلع سلاح ایران بود؛ با مذاکره با عنوان منطقهای در واقع میخواستند که با پذیرش خود ایران، تا پشت مرزهای جمهوری اسلامی بیایند، از مذاکره درباره شرایط داخلی ایران نیز تمهید برای به نتیجه رساندن کودتا و روی کارآوردن تروریستها را در ذهن میپروراندند و غنیسازی صفر نیز آرزوی دیرینه آنان برای شکستن اراده جمهوری اسلامی و محروم کردن ایران از یک عنصر قدرت ملی بود.
اما آنچه اکنون در دستور کار است، صرفاً مذاکرات هستهای است و ایران هیچکدام از شروط دیگر را نپذیرفته. با این حال، آمریکا با تضعیف دیگر گزینههایش، مذاکره صرفاً هستهای، بدون پیش شرط غنیسازی صفر، را تا اینجای کار پذیرفته است.
3- آنچه در واقع رخ داده، اجبار آمریکا برای بازگشت به میز مذاکرات است. ایران پیش از جنگ 12 روزه نیز در مذاکرات حضور داشت؛ آمریکا با این تصور که میتواند از طریق نظامی و فتنه، به چیزی بالاتر از امتیازات میز مذاکره دست یابد، دوران پرتلاطمی را آغاز کرد؛ امّا بازگشت او به نقطه صفر، چه معنایی میتواند داشته باشد؟ جز اینکه، شکست در سایر پروژهها، آنان را مجبور به بازگشت به مذاکره کرده است؟
4- برخی تحلیل میکنند که مذاکره میتواند فریب باشد؛ اینکه آمریکا میتواند قصد فریب هم داشته باشد را در هر برهه و زمانی میتوان تایید کرد؛ امّا مسئله اینجاست که نیروهای نظامی ایران نیز کاملاً آمادگی دارند. آمریکا میداند که گزینه تسلیم را باید حتماً از روی میز خود بردارد؛ از طرفی، تغییر ساختار سیاسی در ایران نیز از یک سو نیازمند جنگ وسیع از ناحیه آنهاست که توانش را ندارند و از سوی دیگر، حتی اگر جنگ وسیع شکل بگیرد نیز نمیتوانند به چنین افقی امیدوار باشند. لذا تنها گزینهی واقعیاش، نبرد نظامی محدود به منظور تضعیف ایران است؛ امّا مسئله بغرنجی که آمریکا و اسرائیل با آن مواجه شده این است که آیا ایران اجازه میدهد که جنگ آنطور که آمریکا میخواهد محدود بماند؟
تهدید رسمی رهبر معظم انقلاب مبنی بر اینکه آمریکاییها اگر جنگ راه بیندازند، این بار جنگ منطقهای خواهد بود؛ پاسخ واضحی به این مسئله است.
همین موضوع موجب میشود که گزینه نبرد محدود نیز برای آمریکائیها با اما و اگر همراه باشد.





۲۰:۴۴ - ۱۴۰۴/۱۱/۱۵